لسان الملك سپهر

91

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

عمر يافت . [ سويان بن كاهن ] و ديگر از معمرين سويان بن كاهن و او سيصد ( 300 ) سال زندگانى يافت و چون زمانش فرا رسيد قوم بر او جمع شدند و گفتند : اى سويان ، قبل از آنكه ترا مرگ از ما بستاند ما را پندى فرماى . فقال : تواصلوا و لا تقاطعوا و تعاونوا و لا تدابروا و اوصلوا الارحام و احفظوا الذمام و سوّدوا الحليم و اجّلوا الكريم ، و وقّروا الشّيبة و اذلّوا للّئيم و تجنّبوا الهزل فى مواطن الجدّ و لا تكدّروا الانعام بالمنّ و اعفوا اذا قدرتم و هادنوا اذا عجزتم ، و احسنوا اذا كوبدتم ، و اسمعوا من مشايخكم و استهنوا دواعى الصّلاح عند آخر العداوة فانّ بلوغ الغاية فى النّكاية جرح بطيء الاندمال « 1 » ، و ايّاكم و الطّعن فى الانساب لا تفضحوا عن مساويكم و لا تودّعوا عقائلكم « 2 » غير مساويكم الرّفق مندبة فى العواقب مسكتة للعواتب الصّبر انقذ عياذ و القناعة خير من المال و النّاس اتباع الطّبع « 3 » و قراين الهلع « 4 » و مطايا « 5 » الجزع . گفت : با هم پيوسته باشيد ، و يكديگر را اعانت كنيد ، و قطع رحم روا نداريد و عهد خويش را مشكنيد ، و مردم حليم و كريم را بزرگوار داريد ، و پيران را حشمت نهيد و بخيل را زبون سازيد ، و در كارها به هزل و مزاح مباشيد ، و زلال احسان خويش را به خس و خاشاك منت آلوده مسازيد ، و در نزد قدرت از عفو غايب مشويد ، و چون دشمن عذر آورد بپذيريد ، و چون كار صعب شود از بذل مال دريغ مداريد ، و نصيحت پيران را خوار مشماريد ، و در عداوت مبالغت نفرمائيد ؛ و در نژاد و نسب مردم زبان فضيحت مگشائيد و دختران خويش را جز به كفو كريم به وديعت مسپاريد ، واجب است كه با رفق و مدارا زيستن كنيد ، و در كارها صبورى پيشه سازيد ، و بدانيد كه قناعت بهترين مالها است و مردم تابع طبع و نهاد خويشند و انباز حرص و آز باشند .

--> ( 1 ) . اندمال : به اصلاح آوردن چيزى را . ( 2 ) . عقيله : زن و گروهى از هر چيز ، عقائل جمع آن باشد . ( 3 ) . طبع : سرشت مردم كه بر آن آفريده شده‌اند . ( 4 ) . هلع : خروشيدن و جزع كردن . ( 5 ) . مطيه : بارگى ، خواه نر باشد ، خواه ماده .